دوشنبه بیستم خرداد 1387
نگاهی به نقش زنان در فرهنگ های مختلف
تاريخ تمدن فرهنگ در تركيه - در هزاره دوم ق . م ممالك و اقوامي بنامهاي ” اورارتو“ - ”هيتي“ و كاپاروكيه و ... كه هر يك به استقلال در قسمتي از اين سرزمين و در دورهاي از تاريخ آن حكومت كردند. در هزاره اول ق.م با استقرار يونانيها در بالكان ” آناتولي “ سرزمين خويش را به معناي طلوع آفتاب است معادل خراسان در فارسي است.
در قرن چهارم م - با تجزيه امپراتوري روم، تركيه موطن اصلي امپراطوري روم شرقي شد، پايتخت روم شرقي شد. پايتخت روم شرقي كفستانتين يا قسططينه يا استامبول كنوني ناميده شد.
در آغاز شهر كوچكي بنام بيزانتيوم و دولت روم شرقي به بيزانس مرسوم گرديد. با شكست روم شرقي از دولت سلجوقيان در 1071 دولت كوچك عثماني و بعداً تنها دولت عثماني بر جاي ماند. فرمانروايان عثماني با تصرف مناطق ديگر ” شاخ زرين “ نيز ناميدند، در سال 1923 م- با روي كار آمدن مصطفي كمال پاشا، عثماني به ” تركيه “ و به نظام جمهوري تبديل شد. انتخاب نام تركيه - معني كشور تركها است و بر مبناي اسناد قرن ششم ق.م به صورت ”تو - كيونه“ نقل شده است كه ظاهراً نام قوم و دولتي در آسياي مركزي موطن اصلي تركان بوده است، ترك بصورت ” تورك “ نام كوهي نيز دانستهاند و منابع قديمي از شخصي افسانهاي بنام ترك نيز نام بردهاند. نام رسمي تركيه، جمهوري تركيه است موقعيت جغرافيائي كشور تركيه، اين كشور در جنوب شرقي اروپا و جنوب غربي آسيا در 36.5 و 42 درجه عرض شمالي و 26 و 45 درجه طول شرقي در نيمكرة شمالي قرار گرفته است. با طول 1660 كيلومتر و عرض آن به 550 كيلومتر ميباشد و داراي 2753 كيلومتر مرز خشكي با كشورهاي همطراز و 8333 كيلومتر مرز آبي با درياهاي پيرامون ميباشد. تركيه با مساحت 814578 كيلومتر مربع كه شبه جزيره آناتولي كه 97% خاك تركيه است. و نزديك 790200 كيلومتر مساحت و شبه جزيره تراسي شرقي فقط 24.378 كيلومترمربع كه درياي مرمره جدا ميشوند اين دريا از قسمت شمال به وسيله تنگة به سفر به درياي سياه و از سمت جنوب به تنگة داردانل به درياي اژه متصل ميگردد.
سيماي زن در استراليا :
موقعيت جغرافيائي : كشور استراليا با وسعت 300/682/7 كيلومتر مربع كشور وسيعي به شمار ميرود، كه در نيمكرة جنوبي، بين اقيانوسها و درياها قرار گرفته است. اين كشور در قلب اقيانوسها، در شمال بوسيله درياي ارافورا و درياي تيمور ، در شمال شرقي درياي مرجاني، در شرق درياي تاسماينا، و اقيانوس آرام جنوبي، در غرب اقيانوس هند و در جنوب اقيانوس منجمد جنوبي احاطه شده است. نزديكترين همسايه زلاندنو و با درياي تاسماينا از اين سرزمين جدا شده است، در شمال نيز استراليا از اندونزي، جزاير پاپدا گينة نو، بواسطة درياي تيمور، ارافورا و تنگنه تورس جدا شده است.
استراليا بين 113 درجه و 9 دقيقه تا 153 درجه و 29 دقيقه طول جغرافيائي و 10 درجه و 41 دقيقه تا 42 درجه و 39 دقيقه عرض جغرافيائي قرار گرفته است.فاصله استراليا از خط استوا ده درجه ميباشد و خط ساحلي استراليا بيش از 36735 كيلومتر و عرض آن 30 تا 240 كيلومتر ميباشد و خط ساحلي استراليا بيش از 36735 كيلومتر و عرض آن 30 تا 240 كيلومتر ميباشد.
39% سرزمين استراليا در منطقه حاره قرارداد و از 70% اراضي اين سرزمين، يك سوم كوير ميباشد. زمينهاي مرغوب كشاورزي تنها 17% خاك استراليا است. بلندترين قله بنام كوسي يوسكو است كه 2249 متر ارتفاع دارد. كوههاي بلند سرزمين استراليا را احاطه نكرده است و از سرما شديد خبري نيست، كه گرما 50 درجه بالاي سانتيگراد در نواحي داخلي و مركزي وجود دارد. در شمال 24 درجه سانتيگراد و در جنوب 10 درجه سانتيگراد است.
در بيش از 50% اين سرزمين باران كمتر از 300 ميليمتر در سال است. شرق استراليا به دليل داشتن مناطق كوهستانهاي برفي داراي رودخانههايي است كه دشتهاي اين منطقه را آبياري ميكند. رودخانه موراي كه پر آب و سدهاي متعددي در اين كشور آب را براي كشاورزي و عامل توليد برق نيز ميباشند.
سيماي زن در تايلند :
موقعيت جغرافيايي- كشور پادشاهي تايلند (سيام) از Km2 513.115 وسعت دارد، شبه جزيرهاي است كه در منطقه جنوب شرقي قاره آسيا قرار گرفته است بالائوس- كامبوح- درياي چين- كشور مالايا همسايه است در سال 1978 ولف دائر تايلند را سرزميني پنج چهره خوانده و آن را به پنج ناحيه تقسيم كرده است. از نظر كشاورزي اقتصاد، آب و هوا، موقعيت جغرافيايي، آبشناسي، زمين و ارتفاعات و رودها 1- ناحيه مركزي شامل تپهها و كوههاي فچابون و آب فراوان است و رودخانههاي نان يان - چائوفيا - پاساك - و شبكههاي وسيع آبي و كانالهاي دست ساخت بشر توزيع آب در ناحيه مركزي - شاليكاري و كشاورزي - در اين دشت پر رونق است.
2- ناحيه شمال شرقي : اين ناحيه خشك و كم آب است و خاكش براي كشاورزي نامطلوب است اين ناحيه از نظر فرهنگي بالائوس وابسته است. قسمتهاي شمالي اين ناحيه دنباله فلاتهاي يونان و شام در قسمت شمالي چهار دره پنگ ، وانگ - يان وان قرار دارد - فلات شمالي كورات نام دارد. لبههاي شرقي فلات شمال شرقي آبهاي نام سي و نام تون 3- ناحيه جنوبي - داراي آب و هواي موسمي است. درياي اندامان از يك طرف و خليج تايلند - اين ناحيه داراي ذخائر و معدني غني قلع است - كائوچو - روغن پا كم از منابع درآمد سرشار مردم بوده است - ماهيگيري براي مصرف داخلي و مصرف داخلي و صادرات از فعاليتهاي عمده منطقه به شمار ميرود. مهمترين رودخانه در ناحيه جنوبي تايلند، كوان فون كه به خليج بنگال ميريزند، 4- ناحيه شمالي : دشتهاي كم ارتفاع و زمينهاي مرتفع خشك و تنوع چشمگير آب و هواي گياهان و مردم از خصوصيات اين ناحيه است. رودخانههاي مهم اين ناحيه در شمال 1- رودخانه پرينگ و بطرف جنوب در نزديكي بانتك با رودخانه وانگ بهم ميپيوندند. رودخانه وانگ بهم ميپيوندند. رودخانه يوم ؛ رودخانه مون، نام پارك كه شبكههاي آبي داخلي تايلند در حمل و نقل آبي از يكطرف و اقتصاد كشاورزي اين كشور نقش مهمي دارد.
5- ناحيه بانكوك : كه با جمعيت بسيار تراكم و قريب به اتفاق جمعيت اين ناحيه شهرنشيني است. اين محل تلاقي سنتها و فرهنگ واقعي ملي تايلند با اصول زندگي مدرن است. بانكوك نمونه كاملي از تجدد و نوگرايي جامعه و تقليد از فرهنگ و سنتهاي واقعي جامعه تايلندي در كنار هم مشاهده ميشوند.
ميزان بارندگي در اين نواحي سالانه در حدود 1.5 متر است. تايلند در بيست درجه شمال خط استوار قرار گرفته است. داراي آب و هواي گرم و مرطوب، تنوع اراضي اين كشور بطور طبيعي چشمگير است.
بخش دوم - زنان در تاريخ
11- دنده سيزدهم آدم : يكي از اعتقادات بخشي از جهان اينست كه حوا نخستين زني بود كه بر پهنه زمين ظاهر شد. در روايات مسيحيت و يهوديت و اسلامي ميپندارند كه حوا يكي از دندههاي آدم خميره گرفت و از پهلوي او تولد يافت. آنها از اين واقعيت بيخبرند كه پيش از حوا و پيش از نزول مذاهب توحيدي بر انسان زن بر اين سياره گام نهاد. در ارتباط با مقام و منزلت زن در تاريخ از يكسو، و جهت تحولات ساختمان اجتماعي و اقتصادي جامعه از سويي ديگر است در يهوديت او را به سطح يك دنده بيارزش از اندام مرد تنزل داد در همين كنكاش در رابطه ميان موقعيت زن و زيربناي اقتصادي و اجتماعي نهفته است.
تمدن مصر به پنج هزار سال پيش قدمت دارد و پيش از ظهور يهوديت باز ميگردد. كه از بقاياي شهرها، معابد، آثار باستاني، مجسمه و نوشتجات پاپيروس است مصريان قديم داراي آداب و رسوم خاص خود بودند. يهوديت از بسياري جهات از مذاهب فراعنه و گرايشات يكتاپرستي آيين مهري اخناتون Akhnatoun تأثير پذيرفته است. خدايان زن در طول هزاران سال در جوار خدايان مرد در مصر باستان بر سرنوشت بشر فرمان ميراندند. ص 171
مفهوم مذهب مدتها زودتر از ظهور مذاهب توحيدي در اذهان آدميان جا باز كرده است. مفهوم خدايان يا نيروهاي ناشناخته و غير قابل ادراكي كه انسان اوليه در زمين ابداع كرد. نزول باران، محصول زياد، غذاي كافي از يكسو، طوفان و مرگ و مرگ و بيماري از سوي ديگر همه در يد اختيار نيروهاي مزبور بود. آن نيروها حيات انسانها را در سايه نفوذ و بلكه اداره كامل خويش داشتند. خدايان نخستين عموماً مؤنث بودهاند. در دوران فراعنه الهگان ”خدايان زن“ از ماعت الهه حقيقت و راستي، نايت الهه جنگ و سيل، ازيس سخت و حتحمد كه نشان دهنده منزلت زنان تا قبل از ظهور نظامهاي طبقاتي و مالكيت خصوصي است. Isis- Sikhmet- Hathour- Maait- Naiyet نظام پدرشجرگي Patrilineal به انتساب فرزندان به پدر و ميراث و مايملك او از جانب اينان است. در آن دوران توارث از طريق زنان صورت ميگرفت و پسر از مادر خود چيزي به ارث نميبرد، بزرگترين دختر آن زن و ارث او بشمار ميرفت. هرودت : ليفيها (لوكينها) پسر را به اسم مادر نام مينهادند تاسيتوس Tacitus مورخ رومي نيز به اهميت بيشتر دختران در ميان قبايل ژرمن اشاراتي كرده است. سنن مادر شجرگي در برخي قبايل عرب پيش از اسلام نيز مشاهده شده است. در نظام مادر سالار زنان به مقام خدايي نيز دست يافتند. ص 173
در مراحل نخستين تاريخ بشر، زندگي اقتصادي و فعاليتهاي ساده چون چيدن ميوه، فندق، كندن ريشه، صيد سوسمار، موش و حيوانات مخصوص منحصر بود و مازاد توليد وجود نداشت. جامعه فاقد طبقات، تبعيض و فاقد اربابان و بردگان بود.
تورنو معتقد است كه با احتمال قوي زنان بسبب تجارب زيادتر در چيدن ميوه و كندن ريشه، نخستين كاشفان فنون جديد زراعت بودهاند و زودتر از مردان اداره امور زراعت را بر عهده گرفتند و موقعيت ممتاز خود را حفظ و تقويت كردند. رابطه مادر شجرگي، نظام مادرسالاري در نخستين دورانهاي عصر زراعت بود. در قبايل آن دوران همگي مادرسالار بودند. كودكان به مادران خود منتسب ميشدند و در قبيله (كلان) او به عضويت در ميآمدند. نظر به نقش زن در اقتصاد اجتماعي، مرد بعد از ازدواج به خانه همسر خود منتقل ميشد و در مزارع اشتراكي قبيله بعنوان يك عضو جديد نيروي به فعاليت ميپرداخت. به علت جدا شدن شوهر از قبيله و محل كار، فرزندان نزد مادر ميماندند. در امر رهبري سياسي و اداره و پيشوايي مراسم و عبادات مذهبي، زنان نقش برابر با مردان داشتند. مراسم و آداب مذهبي نيز ميان زنان و مردان تمايز نميديدند.
توسعه مالكيت در نتيجه اقامت و زراعت دائم و نسل به نسل بر يك قطعه زمين بود سلب انتساب زن از حق اولاد شد و شناسايي فرزندان به پدر بود. اقليت زمينداران و بردگان از يكسو و اكثريت بردگان از سوي ديگر، زنان اعتبار مذهبي گذشته را از دست دادند. پيشوايي و اداره مراسم و عبادات مذهبي را عهدهدار نگرديدند. مردان مذهب را در خدمت اهداف خود قرار دادند و به انحصار خدايان مرد بر همه شئون جامعه تسلط يافتند.
12- خداوندگاري مرد و گناهكاري زن
نخستين كسي كه يك مذهب توحيدي را در زمين عنوان كرد اخناتون پادشاه مصر بود. او علاوه بر پادشاهي يك فيلسوف و مصلح اجتماعي نيز بود. يگانه خداي آييني او ”رع حارافتي“ نام داشت كه به شكل نور عظيمي بنام شود در افق و در درون قرص خورشيد ميسوخت و ميدرخشيد و اخگر ميپراكند. انديشههاي اخناتون شديداً بر موسي پيامبر تأثير گذارد و شباهتهاي فراوان تورات و نوشتههاي اخناتون ميتوان پيبرد. مسيحيت نيز از يهوديت تأثير ميپذيرفت و اسلام نظام افكار، ارزشها و اصول مذهبي خود را بر پايههاي دو مذهب توحيدي قبلي بنا نهاد.
داستان آدم و حوا از اسطورههاي مشترك هر سه اين مذاهب است. اين داستان زيبا هم در تورات و هم در قران داراي اهميت است. بر طبق اين داستان، آدم كه نخستين مرد روي زمين بود قابليت باردار شدن را از حوا سلب كرد و آن را بخود منتقل كرد. ”تولد يافتن حوا از دنده آدم“.
خصوصيات اين دوره از تاريخ تملك آزمندانه و روزافزون زمين، تجارت گوسفندوار زنان و مردان در بازارهاي فروش برده، تقسيم سريعتر جامعه به طبقات، استثمار وحشيانه كارگران و بيگاري كشيدن از آنها و بالاخره افراطيترين شكل نظام پدر سالاري است. ص 187
خداوند در كتب مقدس خويش مرد را به مظهر شعور و ذكاوت، و زن را به يك پيكر بدون سر تشبيه ميكند، در همين داستان حوا ذكاوت بيشتري از آدم نشان ميدهد. مطبوعترين و روحبخشترين ميوهها يعني ميوه معرفت، و قوه تميز خود و بد است.
13- زنان در عرصه فراعنه : با شورش عليه اشعالگران خارجي و زمينداران در سرتاسر مصر، زن موقع و مقام خود را باز يافت. شهزنان معروفي در سلسله هيجدهم حكومت كردند. تيتي و هاچيسپوت كه شخصيت پر قدرت و سلطنت 22 ساله او (1504 تا 1483 ق.م) معروف است. مجسمهها چيسپوت بصورت شيري با سر انساني سمبل از قوت جسم و مغز ساخته شده است. زن مصري باستان جز در دوران ”سلطنت اولي“ قبل از استقرار مالكيت خصوصي و زمينداري، هيچگاه اهميت انساني خود را احراز نكرده است.
در دوران اوليه زن فرعوني در ساخت پارچه و فروش، در تجارت، در بازار و درشكار، دوش به دوش شوهرش شركت داشت. يك سنگ يادبود كه باقتخار زني بنام بيسيشت كه در يكي از دورههاي سلطنت باستان ميزيست. يك شوهر مصري بخاطر دشنام به زنش محاكمه شد و قاضي او را به صد ضربه شلاق محكوم كرد. زنان مصر باستان از يك نبشته كه مردي بنام خنوي ردي Khanoum Reddi بعنوان كتابدار در خدمت بانوي بزرگ بنام نفروكابيث Nephro Kabith بوده است و بانوي مذكور او را در دندره Dandera بعنوان سرپرست مخازن كتابي كه ما در دانش خواه و هنردوست او بجاي گذاشته بود منصوب كرد.
زنان در مصر باستان در شنا و ورزشهاي حرفهاي و آماتوري هم چون مردان فعال بودند. زنان به همراه مردان در اجتماعات شراب مينوشيدند و پيمانههاي شراب خود را به هم ميزدند باستان شناسان چون آرماند، موره و پرستد معتقدند كه فرزندان بنام مادرشان خوانده ميشدند. زنان در تمام رشتهها فعاليت دخيلي بودند و به مقامات گوناگوني، از جمله حكومت استان وزارت، شهزني يا خدازني ميرسيدند ”خدازن جاي واژه الهه Goddess است. “حجاب ناشناخته بود و هيچ نوع مقررات جدايي زن و مرد وجود نداشت. مردان به منظور حفظ ميراث مالكيت براي پسران خود، نظام پدرسالار خانوادگي را اعمال كردند. و نظام چندزني و سپس معشوقه گرفتن و تولد اولين فرزندان نامشروع و از دست رفتن موقعيت زنان منتهي شد، گسترش يافت كه در نتيجه زنان را به قاعده مخروط جامعه تنزل داد. ص 197
14- آزادي براي بردگان، ولي نه براي زنان
با تلاش و تغييرات در ساختار اجتماعي، كم و بيش بر موقع زن در جامعه نيز تأثير بگذارد. در مراحل اوليه تغييرات حاصله از ظهور يهوديت و مسيحيت و اسلام صادق است. در عين حال، در هر سه مورد و بخصوص در يهوديت موقعيت زن همچنان پستتر از مرد باقي ماند. ص 206
يك خانواده رهبري در يك خانواده پدرسالار تحت رياست پدر، كه همچون رئيس ”فاميليا “رومي داراي اختيارات مطلق بود شكا گرفت. هر خاندان [تورات] ”فرزندان اسرائيل “از تعدادي زن رسمي و غير رسمي، فرزندانشان، زنان پسران، نوهها و بردگان تشكيل ميشد. رئيس خاندان پدر بود كه او”روش “ Roshe به معناي ”سر “ميناميدند. او از اختيارات مطلق حقوقي و قانوني برخوردار بود. وارث خود را به دلخواه بر ميگزيد و دخترانش را با آزادي كامل دست بسر ميكرد چرا كه اين حق بود كه هر كدام از آنان را بهر كس كه بهاي مطلوب را بپردازد بفروشد حيات بچه با پدر و مادر بود و حتي آنرا قرباني ميكرد داستان ابراهيم و اسماعيل حق مرگ و حيات بقيه خانواده نيز به عهده پدر بود اگر بيوه يكي از پسران مرتكب زنا ميشد، پدر حق داشت او را بسوزاند و از بين ببرد. در خاندان يهودي زن مانند رم جزيي از”فاميليا“ بود، جزيي از دارايي، مستغلات و بردگان، جزيي از ارث پدر بشمار ميرفت: زنان، بردگان، گاوان، خران و ديگر چيزها تشكيل ميشد. شوهر بعل يعني آقاي زن ناميده ميشد و زن او را ” آقاي من “خطاب ميكرد. [تورات- سفر خروج فصل 21-17] تولد يك پسر جشن و سرور بدنبال داشت و تولد دختر غم و اندوه. ص 207
مرد آزادي آنرا داشت كه هر تعداد زن رسمي و غير رسمي كه اشتهاي جنسي او را بطلبد اختيار كند و حتي با دختران خويش جماع كند. او دختر لوط براي هم خوابگي بايد نوبت گرفتند كه از او حامله شوند [تورات سفر تكويني فصل 9 آيههاي 30 تا 38 ] يعقوب دو خواهر او را براي خويش گرفت [سفر تكويني فصل 29 آيه 15] ابراهيم كنيز مصري خود هاجر و پسرش را از خاندان بيرون كرد و بدون نان و آب در بيابان رها شدند [تورات سفر تكويني فصل 21 آيه 14] ص 207
شيوه چند زني در بين ”پسران اسرائيل “و بخصوص در بين خانوادههاي ثروتمند و شاهان بشدت شيوع داشت داود زنان زيادي داشت و هميشهاي دستهاي كنيز و زن غير رسمي داشت [ساموئل اول فصل 18 آيه 27]. رحبام Rehoboam 18 زن و 60 كنيز داشت و از آنان داراي 28 پسر و 60 دختر شد ص 208
بخش سوم - زن عرب
15- نقش زنان در تاريخ عرب : زنان جاي برجستهاي كه در ادب، فرهنگ، هنر، عشق، روابط جنسي و زندگي اجتماعي و اقتصادي مردمشان اشغال كردهاند. نسيبه بنت كعب كه با شمشير خود در كنار محمد در غزوه احد جنگيد و تا سيزدهبار زخمي شد. محمد با احترام از او ياد ميكرد و گفت ” مقام او از مردان بهتر است “ام سليم بنت ملحان، در حالي كه حامله بود خنجري روي شكم برآمدهاش بسته بود و در رديف محمد و پيروانش ميجنگيد. در طرف ديگر زناني نيز بودند كه در جنگها و نبردها عليه محمد شركت داشتند. هند بنت ربيعه زن ابوسفيان بود. او در غزوه احد زره و كلاه خود پوشيده بود و شمشيرش را در هوا جولان ميداد او سه تن از خانوادهاش را در جنگ از دست داده بود. خديجه اولين زن پيامبر كه چند سال بعنوان سرپرست كاروانهاي تجارت خويش استخدام كرده بود. ص 222
جامعه قبل از اسلام قبايلي در شهرها و بيابانها ساختار مادرسالاري داشتند مانند خندق و جديله. د اين اوقات شاهاني چون عمر بن هند بنام مادرشان خوانده ميشدند. خود پيامبر ميگفت : من پسر ” عاتكهها “از قبيله سليم هستم [عاتكه بنت هلال- عاتكه بنت مره- عاتكه بنت اوقصي] زنان باديه نشين بدليل تلاش در معيشت، نسبت به زنان شهري از آزادي بيشتري برخوردار بودند. اين زنان بياباني حجاب نداشتند و آزادانه با مردان در اجتماع اختلاط ميكردند. ابوسفيان يكي از رهبران قبيله قريش، در جنگ احد دو بت معروف لات و غري را حمل ميكرد. لات و غري هر دو خداي مؤنث بودند و همراه هند نيروي زنانهاي تشكيل دادند و بر مسلمانان پيروز شدند.
16- عشق و جنسيت در زندگي عرب :
بسياري از محققان و نويسندگان غربي و شرق شناسان هزار و يك شب را بيانگر خصوصيات مردم عرب ميدانند. داستانهاي هزار و يكشب انعكاسي جزئي و يك طرفه از زندگي و روياها، عشقبازيها، عياشيها، دسيسهها و غارتهاي يك بخش بسيار كوچك از جامعه عرب بيش از ده قرن پيش است. تصوير از مرد عرب زن باره كه حرم وسيعي از زنان دارد بيحساب پول خرج ميكند و يا اشتهاي سيري ناپذير خود براي الكل و عشقبازي را فرو مينشانند. از طرفي زن عرب، موجودي طناز، مرموز، دسيسهگر، در حال پيچ و تاب در رقصهايي شبيه به مار با نمايشهاي شكمهاي عريان و لنبرهاي لرزان و دلفريبي مردان، با احساسي داغ، هم چون زنان كاخهاي هزار و يكشب و كنيزان دربار خليفه هارون الرشيد داوريهاي عام درباره طبيعت كلي عريان، و بخصوص مردان جهان عرب، بعنوان موجودات شيفته جنس بازي كه بيش از مردان ساير كشورها به لذات بدني تمايل دارند ص 238 ناصحيح و بيپايه است. هدف مخدوش كردن ذهن مردم جهان نسبت به قوم عرب است و سياه كردن چهره حقيقي مبارزات استقلال طلبانه مترقيانه و سرنوشتساز آنان و بقاي نيروهاي ارتجاعي و امپرياليستي است. به عقيده من، آزادي به همه اشكال خود، اعم از آزادي جنسي، فكري، اجتماعي يا اقتصادي يك ضرورت براي هر مرد و زن در همه جوامع استو احساس من اين است كه آزدي جنسي كه با تكامل جامعه سرمايهداري نو همراه بوده است. ص 239
آزادي جنسي، امروزه در جامعه سرمايهداري پيشرفته تبليغ ميشود، و هيچ پاسخ يا راهحل معتبري در برابر مشكلات زندگي خصوصي و خوشبختي بشري ارائه نميدهد. اين خود گسترش فرهنگ مصرف، انباشت سود و تغذيه اشتهاي سيري ناپذير انحصارات غول آسا نيست.
جوامع شرقي و عرب و غربي عمدتاً ضرورتهاي اقتصادي را كه ارزشها، اخلاقيات و كيفيت رفتاري جنسي را تعيين ميكند. شيوه چند زني در مقايسه با شيوه چند شوهري از نظر توليد بچه بازده بمراتب بيشتري دارد. اسلام بر خلاف مسيحيت، التذاذ جنسي را كه يكي از جاذبههاي حيات و هم چنين پاداشهاي بهشتي پس از مرگ ميشمرد. زنان عرب در گرايش مثبت بطرف جنسيت در اظهار علاقه به مردان، در نمايش جاذبههاي خود، و در گستردن تور خود حول مردي كه مجذوب او ميشدند ترديدي به خود راه نميدادند. مانند مادر خود حوا كه با توانايي خود آدم را بطرف خود قرباني فتنه ساخت.
كلمه ”زن “در عرب همواره كلمه فتنه را را تداعي ميكند. زنان عرب خصوصيت يك شخصيت مثبت و فتنه را با هم داشتند كه تركيب جزيي تفكيك ناپذير را فرهنگ اجتماعي عرب شناخته ميشد و يكي از عناصر اصلي آن ===== به قدرت جنسي زنان و توانائي آن براي به فتنه كشاندن جامعه از طرق دلفريبي و طنازي بود. كلمه فتنه به معناي ديگري يعني شورش، قيام، توطئه يا هرج و مرج بكار ميرفت. ص 241 از آنجا كه عفت زنان به ترديد ميافتاد در جامعه برپا ميشد و موجب شورش و ناراحتي در جامعه آغاز بگيرد. بدن زن در واقع قلمرو حكومت شيطان است. يك ضرب المثل عربي ميگويد: هر گاه زن و مردي به هم ميرسند، سومي آنان شيطان است. اسماعيل بخاري
پيامبر ميگويد : پس از آنكه من از ميان شما بروم بزرگترين خطري كه امت مرا تهديد ميكند و ممكن است آن را به هرج و مرج بكشاند، زنانند . جوامع الفصيح. زن عرب در خانه چهار ديواري زندانش ميكنند اگر بيرون ميآمد همچون ماده منفجرهاي كه بايد خوب بستهبندي شود در كيسهاي از چادر و روبند و عبا پوشانده ميشد و از خانه بيرون ميآمد تا مبادا دلفريبي او چشم كسي را به خود جلب كند. فلسفه اسلام و فيلسوفان با دو مفهوم متناقض همراه بود 1- جنس بازي يكي از التذاذات و جاذبههاي حيات است 2- بدنبال جنسيت افتادن به ”فتنه “در جامعه معيني بحران، هرج و مرج و نابساماني منجر ميشد.
گفتار پيامبر اسلام : خودداري از ازدواج چنان است كه از كشت زمين دست بكشيم و بذر را تلف كنيم. ص 243.
17- زن در ادبيات عرب :
تصويري كه نويسندگان و شاعران عرب نسبت به بردگي زن نسبت به مرد در نظامهاي پدر سالار كشاورزي يا صنعتي، فئودالي با سرمايهداري، عقب مانده يا پيشرفته، شرقي يا غربي مسيحي يا اسلامي اتفاق نظر كامل دارند. مضمون هنر و ادب اساساً بر يك نوع مبارزه استوار است شكست يا پيروزي يا تراژدي و مصيبت روايتي غمانگيز، خندهآور، طنزآميز يا حماسهاي ميباشد. در طول چند هزار سال گذشته، مرد تمام توانايي و ابتكارات خود را براي به قيد و بند كشيدن زن بكار گرفته است. و هيچگاه نتوانسته ترس خود را از زن زايل كند و نيازي به مواظبت چهار چشمي او نداشته اشت. ص 269
ترس دائمي مرد از زن بايد بر يك اساس منطقي استوار شده باشد، و يكرشته از عوامل طبيعي اساسي انگيزه آنرا سبب شده باشد.
مرد در دورانهاي اخير به اسرار علمي حاملگي و وضع حمل پيبرده است و پيش از آن روزگاران درازي را در جهل نسبت به اين پديده طبيعي به سر ميبرد و طبعاً از چنين جهلي ترس زائيده شده. مرد در اثر جهل خود نسبت به مكانيزم بارداري، از زن و اين قدرت توليد نسل او بترس افتاد. گذشته طولاني بشر، از زن تصويري بعنوان مادر آفريننده حيات و الهه قديمي، در ذهن مرد ساخته بود، و دورانهاي نسبتاً كوتاه اخير نتوانسته اين تصوير را بكلي از ذهن مرد پاك كند ص 270 فرويد اذعان ميكند كه مرد نسبت به زن احساس تنفر دارد. در اثر خود بنام تابوي بكارت ميگويد : ” ... مرد عادت به آن دارد كه نفرت دروني خود را در جهان بروني منعكس كند از طرف ديگر مرد به زن بعنوان يك منبع خطر مينگرد و اولين رابطه جنسي بين او و يك زه همواره در هالهاي از خطر در ذهنش باقي ميماند. اگر ترس از زن اثر خود را در علم روانشناسي“ بجا گذاشته، هنر و بخصوص ادبيات نيز از اين بيماري ريشهدار در امان نمانده است. از نويسندگاه عرب فقط از دو نفر از برجستهترين آنها يعني ترفيق الحكيم و عباس محمود العقاد را نام ميبرم. انديشه فرويد در آثار تولستوي نيز منعكس است چخوف در يكي از آثارش بنام عشق من ضعف و شكنندگي زن را تمجيد ميكند. محمود العقاد در آثارش در مصر طبيعت در وجود زن چنين است كه زن در درون قلعه انفعال جنسي به انتظار مينشيند تا برنده مسابقه سراغ جايزهاش بيايد. زن در برابر دعوت اين مرد پاسخي كه به يك نسبت از جبر و اختيار برخوردار است ميدهد، اختيار در انتخاب از يكسو و اجبار منطق شرايط كه براي راهي جز قبول نگذاشته است از سوي ديگر نمودار كاملي از موقعيت زن را ميتوان در عكس العمل مرغان در برابر نزاع خروسان مشاهده كرد.
عباس عقاد ميگويد : زن موجودي منفعل و در انتظار اراده مرد است تا دعوت او را پاسخي مشحون از جبر و اختيار بدهد. زكي مبارك : زن همان ابليسي است كه مرد را به دام خويش انداخت و او را از فردوس برين به خراب آباد زمين فرو كشيد. ابن مقفع موجودي كه عقل و مال و جلال و حيثيت مرد را از او بربايد؟
قران ميگويد : يوسف در برابر اين دلربايي زيباي دربار مصر به خداي پناه برد و گفت : ”پناه بر خدا كه او بهترين مأواي من است.“ ادبيات عرب مشحون است از داستانهاي زنان مكار و حيلهگر. عباس عقاد ميگويد : مكر زنان كه بايد گفت مخصوص زنان است يك خصوصيت طبيعي اين جنس است. كه در تمام جوامع بدون استثنا وجود دارند ص 273
18- پيشتازان آزادي زن در بين عرب
از پيشتازان بيداري زنان متفكر معروف عرب احمد فارس الشدياق در سال 1855 كتاب الساقي علي الساقي را نوشت اولين كتابي است كه آزادي زن عرب را ندا داده است از ديگر متفكران پيشرو رفاعته الطنطاوي بود در كتاب المرشح الاميني في تعليم البنات در سال 1872 در كتاب تخليص الابريز في تلخيص باريز در سال 1905 آموزش و آزادي زن را مورد تأكيد قرار داد. از پيشگامان نهضت بيداري عرب، از عبدا... نديم و شيخ محمد عبده نيز نام برد. عبده ميگويد رها كردن دختران در دام جهل و گمراهي جنايت بزرگي است. از آثار ديگر به زبان عربي در موضوع زن، كتاب تحرير المرئه تأليف قاسم امين در سال 1900 و سپس اثر بعدي او المرأه الجديده منتشره در سال 1911 است ص 305 احمد لطفي از نوبسندگان از ايده آزادي زن حمايت كرد. سعد زغلول، ولي الدين يكن، محمد حسيني هيكل، طه حسيني، سلامه موسي، مصطفي فهمي، فرح انطون، احمد الزيات و مصطفي منفلوطي را نام برد. از زنان پيشرو عليه عايشه تيموريه به زبانهاي عربي- تركي و فارسي در شعر و نثر يدطولايي داشت. پس از او زينب فواز بود كه در شعر و خطابه معروفيت خاصي پيدا كرد. ملك خفني ناصف (1886 تا 1918) كه با هثه الباديه ”جستجوگر بيابان“ شهرت داشت.
ملك ناصف از بهترين نويسندگان زن كه بر بسياري از نويسندگان معروف مرد پيشي گرفته است. او يكي از مبارزان سرسخت براي تأمين حق تحصيل دختران بود. از نويسندگان زن پيشگام آزادي زنان، مي زياده بود كه در سالهاي 1915 و 1916 توانست عليرغم مخالفت شديد افكار اجتماعي اجتماعي حاكم، يك تالار ادبي در قاهره تأسيس كند تالار در روزهاي سه شنبه هر هفته گروه زيادي از اديبان و روشنفكران مصري و عرب در محفل ادبي او شركت ميكردند او در آن زمان بيست سال داشت و عاشق عباد عقاد نويسنده شد و به يك بحران عاطفي شديد گرفتار شد به خاطر ايدههاي ارتجاعي عقاد درباره زن بهم خورد و هيچ كس ديگر نتوانست در تنهايي كشنده او بسر برد و او را درم كند. بستگانش او را ديوانه ميپنداشتند و به بيمارستان رواني العصوريه لبنان بسترياش كردند. او در بيمارستان اعتصاب غذا كرد و دكتر === پزشك فرانسوي كه او داراي سلامتي جسمي و روحي است. او در تنهايي مطلق و در عنفوان جواني در آپارتماني در قاهره درگذشت و آثار ادبي زيادي بجاي گذاشت او يكي از نوابغ ادب عرب بشمار ميآيد. حاصل نبوغ فكري او اتهام ديوانگي و سپس مرگ زودرس خود دريافت كرد. زنان زحمتكش اين جوامع قبل از برآوردن آفتاب بسوي مزارع بشتابند و هر صبحگاه صبحانه خود را آماده بيابند و تعداد اندكي از مردان به بهانه حفظ زنانگي و شرافت زن، بيرون شدن زن براي كار يا تحصيل را نادرست ميشمارند. اينان چشم باز ميليونها زن كشاورز را كه هر روز براي كار از خانه بيرون ميروند ناديده ميگيرند. ناديدهگرفتن كار عظيم زنان در مزارع و كارخانجات كه يك ريز كار ميكنند و كار هميشگي زنان در خانه نه تنها برخورد اخلاقي يا انساني بلكه برخوردي دقيقاً طبقاتي و استثمارگرانه است ص 309
19-كار وزن درجامعه عرب:
جدايي اجتماعي بين زن ومردبه پيدايش يك رشته شغلهاي زنانه منجر شد،تا خدمت زنان پوشيده وطبقات متوسط وعالي رابعهده بگيرد.از اولين نوع اين شغلهاپرستاري بود،كار بيرون خانه براي زن به هر حال ننگ به شمرده ميشد.حاكمان عرب براي تربيت قابله وپرستار مدارس حرفه اي تاسيس كردند .در اين دوران ،ظهور يك زن در معابر عمومي يك عمل زشت به شمار مي آمد .در سال 1842 اوليناولين مدرسه قابلگي در مصر تاسيس شد.درسال 1873اولين مدرسه ابتدايي دختران بنام السيوفيه در مصر گشايش يافت و اولين دانش آموزان آن كنيزان سفيد پوست خردسال بودند كه براي خدمت در كاخ خانواده هاي حاكم تربيت مي شدند .حكومت مصر شاگردان مدارس پرستاري دخترانه را براي هميشه از ازدواج منع كرده بودتا به وظايف شخصي خود بپردازند .آموزش رسمي متوسطه دختران تنها در سال 1900 ميلادي با ايجاد بخش آموزگاران زن در مدرسه سفيد آغاز شد.از آن پس 29 سال ديگر طول كشيد تا دانشگاه مصر درهاي خودرا به روي دختران باز كند در سال 1929 چهار دختر دانشجو به دانشگاه راه يافتند ،تا سال 1969 آمار شاغل با آموزش هاي علمي وفني از 9/18 %كل زنان رسيد و اكثريت عظيم 1/81 %زنان شاغل هنوز در كشاورزي،خدمات خانگي و سطوح پايين اداري به كار اشتغال داشتند .زنان شاغل در سال 1976 به 2/9 درصد افزايش يافت . در سوريه ،نيروهاي بالفعل زنان كارگر 1/16 %نيروي بالقوه كار زنان است . از اين عدد 18 %آنان به عنوان كشاورز در مزارع به كار مشغولند و تنها 12%بقيه در خدمات ، صنعت ،تجارت،ادارات و موسسات دولتي است.
زنان در امر قضاوت در حكم صلاحيت احراز مقام قضا را مانع شوند.
زن كارگر مصري تا سال 1959 مرخصي به خاطر وضع حمل نداشت .در اين سال قانون كار مقرراتي براي كار زن وضع كرد ،كه به موجب آن براي زن به هنگام وضع حمل ،پنجاه روز مرخصي با هفتاد درصد حقوق اصلي او تعلق مي گيرد . همين قانون زنان را بدليل بهداشتي از اشتغال به برخي از كارها منع كرده است .زنان مارمند در ادارات دولتي وبخش عمومي مزد مساوي با مردان دريافت مي كنند.در سال 1971 به موجب يك اصلاحيه ،زن مي تواند علاوهبر حقوق يا مستمري خويش تا 25ليره مصري در ماه از مستتمري شوهر مرده اش نيز دريافت كند .((ماده منشور ملي1956 دولت بايد تسهيلات لازم را براي هماهنگي كار بيرون و وظايف خانوادگي زنان را فراهم كند))علي الرغم شعارهاي سوسياليستي كشورهايي مانند مصر ،سوريه،سودان و...هيچ يك از اين كشورهاقدمي اساسي در راه رفع مشكلات زنان شاغل ،كه اولين آن ايجاد امكانات و موسساتي براي رهايي زن از زحمت پخت وپز وشستشو وخدمت وسرپرستي اطفال است ،نداشته اند.
20- ازدواج وطلاق:
ازدواج وطلاق در كشورهاي عربي از قرآن،حديث واجتهادات فقهاي دين ويا اجماع آنان است .قدرتهاي سياسي حاكم بر بعضي از كشورها ي عربي مانند يمن جنوبي،تونس وسومالي بعضي از قوانين شرعي حاكم بر ازدواج ،طلاق وسقط جنين را نقض مي كنندو قوانين تازه اي به جاي آن بگذارند.تعددزوجات ممنوع ،آزادي مرد در طلاق محدود گرديده ،سقطجنين با شرايط خاصي مجاز شناخته شده و ميراث مردو زن برابر اعلام شده است.
پيامبر شبهاي خود را به تساوي بين زنانشان لوعايشه را بر ديگر زنان ترجيح مي دادوبيش از ديگران اورادوست مي داشتسوده بنت زمحه ((يكي از زنان پيامبر))پير شده بودبه پيامبر گفت نوبت مرا پيش عايشه بگذران.در كتاب طبقات اكبري در مورد حفصه زن پيامبر مي گويد:اي پيامبر در روز من،در خانه من و در فراش من به پيامبر گفت:ساكت باش كه به خدا قسم من ديگر به او دست نخواهم زد وتو نيز از اين جريان با كسي سخن مگو.
در سال 1956 به موجب ماده 18 تعدد زوجات منع شده است ((قرض))قانون سال 1971 جمهوري دموكراتيك يمن :ازدواج با يك زن جديد بدون اجازه دادگاه مجاز نيست .مگر1-شوهر امكانات مالي براي نفقه بيش از يك زن داشته باشد.2-مصلحت شرعي براي ازدواج جديد وجود داشته باشد.
قانون احوال شخصيه سال 1957 مغرب در بند اول فصل سي ام در صورت احتمال عدم عذالت بين زنان ،تعدد زوجات مجاز نيست.
قانون احوال شخصيه سال1961 پاكستان: از شوهر مي خواهد براي طلاق وتعدد زوجات از دادگاه مجوز كسب كند .گفتن سه بار ((انت طلاق)) از طرف شوهر در يك مجلسي يا گفتن انت طلاق ثلاثا" ف قط يك طلاق ونه سه طلاق بشمار مي آيد وشوهر دوباره مي تواندبه زن رجوع كند ،و او را طلاق دهد.
سفر زن به حج ملزم است كه يكي از محارم مرد (پدريا برادر) به سفر حج برود .در مصر داستانهاي دردناك كودكاني كه به علت طلاق بي سرپرست شده اند ،زنان مطلقه اي كه جز خود فروشي راهي براي ادامه معاش نيافته اند
زن عرب بايد بداند كه مسئله آزادي زن عرب نه يك امر مربوط به اسلام يا آزادي جنسي يا دشمني با مرد و يا يك حركت مخالف با سنت هاي شرقي است بلكه اين اساسا"يك مسئله سياسي و اقتصادي است .جنبش زن عرب عليه تمامي انواع قيد و بندها استثمار اقتصادي، جنسي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي است.

